السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

868

تعليقات نقض ( فارسى )

عليه السلام - و مدّاح خاندان طيّبين و طاهرين بوده و او از خاندان بزرگ است و پدران او را مآثر ظاهره و مفاخر باهره است . از كتاب اصابه نقل شده كه : غالب پدر فرزدق از كريمان روزگار و صاحب شتران بىشمار بود و چون در بصره به خدمت حضرت امير - عليه السلام - رسيد و فرزدق را همراه آورده بپابوس آن حضرت مشرّف گردانيد و اظهار نمود كه شعر را خوب ميگويد و وادى نظم را چابكانه ميپويد حضرت فرمودند كه : تعليم قرآن او را به از شعر و انشاء آن است پس فرزدق با خود عهد كرد كه من بعد به هيچ چيز نپردازد تا قرآن مجيد را محفوظ خود سازد . بالجمله اين قصيده زياده از چهل بيت است و از ملاحظهء آن معلوم مىشود كه فرزدق در چه مرتبه از ادب بوده كه مرتجلا اين قصيدهء شريفه را كلّا أو بعضا انشاء كرده . محقّق بهبهانى از جدّ خود تقى مجلسى - رضوان اللّه عليهما - نقل كرده كه : عبد الرحمن جامى سنّى در سلسلة الذهب اين قصيده را بنظم فارسى درآورده و گفته كه : زنى از اهل كوفه فرزدق را بعد از مرگ در خواب ديد ، از او پرسيد كه خدا با تو چه كرد ؟ گفت خدا مرا آمرزيد بسبب آن قصيده كه در مدح علىّ بن الحسين - عليه السلام - گفتم . جامى گفته كه سزاوار است كه حق تعالى تمام عالم را بيامرزد ببركت اين قصيدهء شريفه . و نيز در سلسله گفته : صادقى از مشايخ حرمين * چون شنيد اين نشيد دور از شين ( تا آخر سه شعر ديگر ) » . ابن خلّكان در وفيات الأعيان ضمن ترجمهء مبسوط تحت عنوان « أبو فراس همّام الفرزدق » گفته ( ج 2 چاپ بولاق ؛ ص 264 - 265 ) : « و تنسب اليه مكرمة يرجى له بها الجنة و هى - أنّه لمّا حجّ هشام بن عبد الملك في أيّام أبيه فطاف و جهد أن يصل الى الحجر ليستلمه فلم يقدر عليه لكثرة الزحام فنصب له منبر و جلس عليه ينظر الى الناس و معه جماعة من أعيان أهل الشام فبينما هو كذلك اذ أقبل زين العابدين علىّ بن الحسين بن علي بن أبي طالب - رضي اللّه عنهم - و قد تقدّم ذكره و كان من أحسن الناس وجها و أطيبهم أرجا فطاف بالبيت